السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
108
تحرير الوسيله ( فارسى )
در صورت اطلاق مانند اينكه بگويد : « ثلث مالم براى فلانى باشد » با ورثه به طور مشاع شريك مىشود ، پس بايد افراز و تعيين آن مانند ساير اموال مشترك با رضايت همه باشد . مسأله 33 - ثلث وقتى حساب مىشود كه چيزهايى مانند دين و واجبات مالى از اصل تركه خارج شود و اگر چيزى بعد از آن باقى بماند ثلث آن خارج مىشود . مسأله 34 - اگر وصيتهاى متعددى كه متضادّ نيستند بنمايد و از يك نوع باشند ، پس اگر همه واجب مالى باشند همه از اصل نافذ مىباشند . و اگر واجب بدنى يا تبرعى باشند از ثلث نافذ مىشوند ، پس اگر ثلث براى همه وافى باشد يا بيشتر از ثلث باشد و ورثه اجازه بدهند ، در همه نافذ است و اگر اجازه ندهند پس اگر بين وصيتها ترتيب و تقديم و تأخيرى در ذكر آنها نباشد بلكه به طور اجتماع باشند مانند اينكه بگويد : « بيست سال واجبات بدنى من را قضا نماييد » يا « بيست سال نمازها و روزههايم را قضا نماييد » يا بگويد : « به هر كدام از زيد و عمرو و خالد صد دينار بدهيد » به منزله يك وصيت مىباشد ، پس نقص بر همه به نسبت توزيع مىشود . بنا بر اين اگر به مقدارى از روزه و مقدارى از نماز وصيت كند و ثلث براى آنها كافى نباشد و اجرت نماز دو برابر اجرت روزه باشد ، از وصيت نماز دو برابر نقص روزه كم مىشود ، مانند اينكه تركهاش هجده باشد و به شش براى استيجار نماز و به سه براى استيجار روزه وصيت نمايد و ورثه اجازه ندهند ، هر دو در سه باطل مىشوند و نقص بر هر دو به نسبت توزيع مىشود ؛ پس دو از نماز كم مىشود و در نتيجه چهار در استيجار نماز مصرف مىشود و از روزه يكى كم مىشود و دو در استيجار روزه به مصرف رسانده مىشود . و همچنين است حال در وصيت تبرعى . و اگر بين آنها ترتيب و تقديم و تأخيرى در ذكر باشد ، به اينكه دومى بعد از تمام شدن اولى و سومى بعد از تمام شدن دومى باشد و به همين منوال و مجموع آنها بيشتر از ثلث باشد و ورثه اجازه ندهند ، در عمل به وصيت ابتدا مىشود به اولى و سپس اولى بعد از آن ، تا اينكه ثلث كامل شود و بقيه وصيتها ملغى مىشوند . مسأله 35 - اگر وصيتهايى كرده باشد كه نوع آنها مختلف مىباشد ، مانند اينكه وصيت نمايد مقدار معينى خمس و زكات و مقدارى روزه و نماز و مقدارى براى اطعام فقراء داده شود ، پس اگر مطلق بگذارد و آنچه را كه بايد وصيت از آن خارج شود ذكر